معنی شعصب
6 بازدید
[ شَ صَ ] (ع ص) پیر کلانسال. (ناظم الاطباء). مرد کلانسال. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شعصب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صب» برای سرودن شعر