معنی شعشعانی
8 بازدید
[ شَ شَ نی ی ] (ع ص) مرد دراز نیکوخلقت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). دراز. (از اقرب الموارد). و رجوع به شعشعان شود. || تابنده. (فرهنگ فارسی معین). || لطیف. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شعشعانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر