معنی شعران
8 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) چراگاه و شوره گیاه که از سبزی به تیرگی زند. (از اقرب الموارد).[ شَ ] (اِخ) نام کوهی نزدیک موصل که دارای گیاه بسیار و فواکه و طیور بیشمار است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کوهی است در موصل. گویند در نواحی شهرزور و نیز گفته اند در ناحیهٔ باجرمی و موسوم است به جبل القندیل وقتی که از دقوقا خارج شوی در ساحل زاب صغیر مشاهده شود در نزدیکی رستاق لرب از شهرزور. (از معجم البلدان). || از اعمال شهرزور است و ابوبکر شعرانی از آنجاست. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شعران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر