معنی شعراء
6 بازدید
[ شُ عَ ] (ع اِ) جِ شاعر. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). شعرا (در تداول فارسی زبانان). رجوع به شعرا و شاعر شود.[ شَ ] (ع ص) مؤنث اشعر. درشت و زشت از زن و ماده شتر و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). خشن و زشت. (از اقرب الموارد). || (اِ) پوستین. || کثرت و بسیاری مردم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || درخت بسیار. (از اقرب الموارد). || موی زهار. (منتهی الارب). || مگس کبود و یا سرخ که بر استر و خر و سگ نشیند. ج، شُعْر. (منتهی الارب). مگس سگ. (یادداشت مؤلف). مگس که دو نیش دارد. (مهذب الاسماء). || زمین با درخت و زمین درخت ناک. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مرغزار بسیارگیاه. (منتهی الارب). روضهٔ بسیارنبات. (از مهذب الاسماء). || ریگ نیک رویانندهٔ گیاه نصی. || درختی از شوره گیاه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || نوعی از شفتالو، و در این معنی اخیر واحد و تثنیه و جمع در وی یکسان است. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). شفتالو. (از یادداشت مؤلف). || جئت بها شعراء ذات وبر؛ یعنی بد آوردی در سخن، و این را وقتی گویند که متکلم سخن گوید ناصواب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (ص) گوسپند بسیارموی. (از مهذب الاسماء). || داهیة شعراء؛ بلای بد از مردم و یا دد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ شُ عَ ] (اِخ) سورهٔ بیست و ششم از قرآن کریم و آن ۲۲۷ آیت است، پس از فرقان و پیش از نمل. در مکه نازل شده و با این آیه شروع میشود: طسم تلک آیات الکتاب المبین. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شعراء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر