معنی شطوی
6 بازدید
[ شَ طَ ] (ص نسبی) منسوب به شطا یا شطاة، شهرکی به مصر در سه میلی دمیاط. (یادداشت مؤلف). منسوب است به جامهٔ شطویه و آن منسوب است به شطا از سرزمین مصر. (از لباب الانساب). || جامه ای که منسوب است به شطا یا شطاة شهرکی در مصر. و یاقوت گوید: جامه ای گرانبها دارد که هر جامهٔ آن به هزار درهم است و زر در آن بکار نبرند. جامه ای فاخر بوده که با وجود زرکش نبودن گاهی قیمت هر جامه به هزار درهم رسیدی. (یادداشت مؤلف). جامه ای است که از مصر آرند. (مهذب الاسماء): هیچکدام آن را ندیدم بی طیلسان شطوی یا توزی یا... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۶۳). عدوت با تو برابر بود به اصل و نسب اگر برابر باشد گلیم با شطوی.سوزنی. رجوع به شطویة شود.[ شَ طَ ] (اِخ) ابوبکر محمدبن احمدبن هلال شطوی. از سفیان بن وکیع و ابوکریب و دیگران روایت شنید و عبدالعزیزبن جعفر خرقی و جز وی از او روایت دارند. شطوی از ثقات است و به سال ۳۱۰ هـ . ق. درگذشت. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «شطوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر