معنی شطون
8 بازدید
[ شَ ] (ع ص) چاه دورتک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). چاه دورفرود. (مهذب الاسماء). || چاهی که در آن از دو طرف با دو رسن آب کشند و دهانهٔ آن فراخ و پایین وی تنگ باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || جهت دور و دراز. جهت دور و دراز. (ناظم الاطباء). جهت بعید و بی پایان. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). رجوع به شطوف شود. || غزوة شطون؛ ای بعیدة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ شُ ] (ع مص) درآمدن و داخل شدن در زمینی خواه راسخ و ثابت باشد و یا سست و غیر راسخ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || دور شدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (دهار).
کلمات همقافیه با «شطون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر