معنی شططی
5 بازدید
[ شَ طَ طی ] (ص نسبی) ستمگر. ظالم. متجاوز: مردمانش [ مردمان سروستان ] سلاح ور و شططی باشند. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۴۰).
کلمات همقافیه با «شططی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر