معنی شطط

معنی شطط

6 بازدید
[ شَ طَطْ ] (ع اِمص) ستم. دوری از حق. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تجاوز از قدر و حق. (از اقرب الموارد). جور. ظلم. بیدادگری. بیداد. تجاوز. (یادداشت مؤلف). بیداد. (مهذب الاسماء): اگر نه تریاق لطف مساعی آن صدر بزرگوار بودی زهر افاعی شطط بوخالد دمار از مردم برآوردی. (المضاف الی بدایع الازمان ص ۱۷). در اثنای آن خواست تا از راه غلبه و شطط و تهور و تسلط به حجت و بینت... (تاریخ جهانگشای جوینی). در مقدمه شمه ای از این معانی تقریر رفته است یک کس را آماده کند و نهاد او را حقیبهٔ انواع تسلط و اقتحام و شطط و انتقام گرداند. (تاریخ جهانگشای جوینی). || ستیز و لجاج : چون مثال به ابوالحسن سیمجور رسید شطط و غرور زمام تمالک از دست او بستد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۹). در آرزوی شطط و خلاف شمشیر از غلاف بیرون کشیدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۱۲). با غلامان... طریق شطط و مناقشت و تدنق پیش گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۶۳). در امور ملک و حوادث مهمات استیلا می نمود و از سر شطط و جدل سخن می راند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۸۳). سلطان از کثرت لفظ و سورت شطط ایشان تغافل نمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۳۲). از سر شطط و تجاهل حرکت کرد و به هرات رفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۰۰). لشکر را با جادهٔ سداد و رشاد آورد و مادهٔ شطط و خلاف منقطع گردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۸۶). || زیادت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج): فرمود تا شمار احمد ینالتکین بکردند و شطط جست و مناقشتها رفت تا مالی از وی بستدند. (تاریخ بیهقی چ فیاض ۲۷۶). در این باب چه باید کرد و صواب چیست؟ گفتند شططی نخواسته است این جوان اگر وی را بدین اجابت کرده آید فایده ای حاصل شود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۱۹). || دوری. (ترجمان القرآن).
[ شَ طَطْ ] (ع مص) تجاوز کردن از حد و مرتبهٔ خود و دور شدن از حق و اندازه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). از حد درگذشتن. (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص ۱۶۱) (دهار) (از غیاث اللغات). || ستم کردن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی). جور کردن. (غیاث اللغات) (از اقرب الموارد). ظلم کردن بر کسی و دشواری نمودن بر وی. (ناظم الاطباء). || دور رفتن ستور در چرا. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || غلو کردن در بهای چیزی. (از اقرب الموارد). || سخت گفتن. (ناظم الاطباء). رجوع به شطوط شود. || افراط کردن. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «شطط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «طط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید