معنی شطبة
9 بازدید
[ شَ / شِ بَ ] (ع ص) دختر نیکوصورت درازبالا. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (آنندراج). زن بلندبالا. (مهذب الاسماء). || اسب نیکوگوشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). اسب دراز. (مهذب الاسماء). اسب درازخایه. (ناظم الاطباء). || (اِ) پاره ای از کوهان به درازابریده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ شُ بَ / شُ طَ بَ ] (ع اِ) خط پشت شمشیر (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). راه بر روی شمشیر. (مهذب الاسماء). جوی شمشیر. راه شمشیر. (یادداشت مؤلف). || پاره ای از کوهان به درازابریده. ج، شُطوب و شُطَب. (ناظم الاطباء).[ شُ طَ بَ ] (ع اِ) شُطبَة. ج، شُطُب، شُطوب. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به شُطبَة شود.
کلمات همقافیه با «شطبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر