معنی شطار
5 بازدید
[ شِ ] (ع مص) مشاطره و چیزی را در میان همدیگر به دو نصف کردن. (ناظم الاطباء). رجوع به مشاطرة شود.[ شُ طْ طا ] (ع ص، اِ) جِ شاطِر. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). رجوع به شاطر شود. || عَیّار. (تمدن جرجی زیدان ص ۴۷). رجوع به عیار و ترجمهٔ تمدن جرجی زیدان شود.[ شَ طْ طا ] (ع ص) داهی. بسیار زیرک. || بسیار خبیث. || چاقوکش. (فرهنگ فارسی معین).[ شَ طْ طا ] (ع ص) شطرنج باز. || قمارباز. مقامر. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شطار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر