معنی شش بانوی پیر
7 بازدید
[ شَ / شِ یِ ] (اِخ) شش بانو. (ناظم الاطباء). کنایه از سیاره ها غیر آفتاب است اگرچه به حسب قرار عرب آفتاب نیز مؤنث سماعی است لیکن چون مقام مدح آفتاب است او را به منزلهٔ رجل و سایر سیارات را به منزلهٔ بانوان او خیال می کنند و این ادعای شاعرانه است نه اصطلاح. (آنندراج): شش بانوی پیر کرده هر هفت عالم به تو دید هفت در هفت.خاقانی. رجوع به شش بانو شود.
کلمات همقافیه با «شش بانوی پیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر