معنی ششپنجزن
7 بازدید
[ شَ / شِ پَ زَ ] (نف مرکب) شش و پنج زن که شش پنج زند و بازد، و شش پنج نوعی قمار است : لیک گر میرم ندارم من کفن در قمار مفلس شش پنج زن.مولوی. || شش و پنج. شش پنج. (ناظم الاطباء). رجوع به شش پنج شود. || کسی که هرچه باشد در معرض تلف آرد. (از آنندراج): شش پنج زنان داو برده اما همه نقش یک شمرده. خاقانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ششپنجزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر