معنی ششپستان
8 بازدید
[ شَ / شِ پِ ] (اِ مرکب) ماده سگ. (ناظم الاطباء). سگ که به تازی کلب خوانند. (از برهان). || دشنامی است که به زنان دهند چه ایشان را تشبیه به ماده سگ کرده اند. (ناظم الاطباء) (از برهان).[ شُ پِ ] (ص مرکب) زنی که پستانهای وی نرم و بزرگ و افتاده باشد. (از برهان) (ناظم الاطباء). کنایه از زن پیر که مانند شش پستانی نرم و سست داشته باشد. (آنندراج). نرم پستان و افتاده پستان. (غیاث اللغات): خیک است شش پستان زنی رومی دلی زنگی تنی مریم صفت آبستنی عیسی دهقان بین در او. خاقانی. || زن پیر. (ناظم الاطباء). کنایه از زن پیر است. (از برهان).
کلمات همقافیه با «ششپستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر