معنی شش‌سو

معنی شش‌سو

6 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ مرکب) شش جهت. (ناظم الاطباء). شش جهت است که بالا و پایین و پس و پیش و چپ و راست باشد. (برهان) (از آنندراج) (از انجمن). جهات سته را گویند. (فرهنگ جهانگیری): چون منکر مرگ است او گوید که اجل کو کو؟ مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک. مولوی (از انجمن آرا). چون غرفات هشت خلد نه درت از مرتبی چون طبقات نه فلک شش سویت از منظمی. حسین آوی (مؤلف ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۳۲). رجوع به شش جهت شود. || (ص مرکب) مسدس. || هرچیز که دارای شش سطح باشد. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «شش‌سو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید