معنی ششسری
3 بازدید
[ شَ / شِ سَ ] (ص نسبی) زر خالص تمام عیار. (ناظم الاطباء) (از برهان). زر خالص را گویند. (فرهنگ جهانگیری). زر خالص را گویند و در رشیدی آمده که بتی بدست یکی از سلاطین اسلام در افتاد که شش سر بر او نقش کرده بودند و آن را بشکستند زر و طلای آن خالص بی غل و غش بود لهذا زر خالص را زر شش سری خواندند. (آنندراج) (انجمن آرا) (غیاث اللغات): آن می و جام بین بهم گویی دست شعوذه کرده ز سیم ده دهی صرهٔ زر شش سری. خاقانی. تن بشکن نه دریی گو مباش زر بفکن شش سریی گو مباش.نظامی.
کلمات همقافیه با «ششسری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر