معنی ششروزن
7 بازدید
[ شَ / شِ رَ / رُو زَ ] (اِخ) شش سیاره. (ناظم الاطباء). کنایه از شش کوکب. (از برهان) (از آنندراج). شش ستارهٔ منظومهٔ شمسی. || (اِ مرکب) عالم و گیتی. (ناظم الاطباء). کنایه از دنیاست به اعتبار شش جهت. (برهان) (آنندراج): پسری چون تو نزادند درین شش روزن هفت سیاره و نه دایره و چارگهر.سنایی. رجوع به شش جهت شود. || مخلوق جاندار. (ناظم الاطباء). کنایه از حیوان هم هست به اعتبار سوراخهای گوش و دهان و بینی و پس و پیش؟ (آنندراج) (برهان).
کلمات همقافیه با «ششروزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر