معنی ششروز
5 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ مرکب) ایام آفرینش عالم: کما قال اللََّه تعالی:{/B اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّمََاوََاتِ وَ اَلْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیََّامٍ . ۲-۹۵۷:۴/}(قرآن ۵۷/۴). (غیاث اللغات) (از آنندراج). اشاره به شش روزی است که آفرینش عالم در آن شش روز شد. (برهان): خاقان اکبر آنکه دو عید است در سه بعد شش روز و پنج وقت ز چار اصل گوهرش. خاقانی. یک دو شد از سه حرفش چار اصل و پنج شعبه شش روز و هفت اختر نه قصر و هشت منظر. خاقانی.
کلمات همقافیه با «ششروز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر