معنی ششدانگه
7 بازدید
[ شَ / شِ گَ / گِ ] (ص نسبی) ششدانگ. (ناظم الاطباء). ششدانگ. چیزی است که در نوع خود تمام اجزا بود و مافوق نداشته باشد و بقدر تفاوت درجات گویند فلان چیز دو دانگه است یا سه دانگه. (آنندراج). || ششدانگ. مردم تمام عیار. (ناظم الاطباء) (آنندراج). رجوع به ششدانگ شود.
کلمات همقافیه با «ششدانگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر