معنی ششخانه
7 بازدید
[ شَ / شِ نَ / نِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) عمارتی که دارای شش درگاه باشد. (ناظم الاطباء). || خیمهٔ گرد را گویند و آن را گنبدی نیز نامند. معرب آن شش خانج است. (فرهنگ جهانگیری) (برهان). رجوع به شش طاق و شش خان شود. - شش خانهٔ تفنگ؛ تفنگ خان دار و شمخال. (ناظم الاطباء). || کنایه از عالم است : مشتری بر طالع ایام تو موقوف کرد هر سعادت کاندرین شش خانه اسطرلاب یافت. سراج سکزی (از آنندراج). || (اصطلاح موسیقی) نوعی از ساز. (ناظم الاطباء). پرده. (فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «ششخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر