معنی ششتمد
7 بازدید
[ شِ تَ مَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش ششتمد و دهستان زمج شهرستان سبزوار. سکنهٔ آن ۱۳۴۹ تن و آب آن از رودخانه و محصول آنجا غلات و پنبه و بادام و میوه است. راه آن اتومبیل رو است. ادارات دولتی: بخشداری ثبت املاک، دارایی، ازدواج و طلاق، پاسگاه ژاندارمری. و دبستان و ۱۵ باب دکان نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ شِ تَ مَ ] (اِخ) نام یکی از بخش های شهرستان سبزوار واقع در جنوب آن. حدود، شمال: بخش حومه و بخش داورزن و بطور کلی رودخانهٔ کالشور. جنوب: بخش بردسکن از شهرستان کاشمر. خاور: شهرستان کاشمر. باختر: خوارتوران. موقعیت بخش: کوهستانی و هوای معتدل و بواسطهٔ زیادی چشمه سارها باغهای فراوان دارد و آلو بخارا و بادام آن معروف است. محصول آنجا ابریشم و غلات و اشجار و انواع میوه. صنایع دستی زنان قالیچه و کرباس و چادرهای ابریشم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «ششتمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر