معنی شروع نمودن
6 بازدید
[ شُ نَ / نِ / نُ دَ ] (مص مرکب) شروع کردن. آغازیدن و ابتدا کردن. (ناظم الاطباء). رجوع به شروع کردن شود.
کلمات همقافیه با «شروع نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر