معنی شرمگینی
7 بازدید
[ شَ ] (حامص مرکب) شرمساری. خجالت. خجلت. شرمندگی. (فرهنگ فارسی معین) (یادداشت مؤلف). خفر. (منتهی الارب). خفاره. (منتهی الارب). حیا. خجولی. باحیایی : سرمایهٔ همهٔ نیکیها اندر دانش و ادب است خاصه ادب نفس و تواضع و... و شرمگینی. (قابوسنامه ص ۳۷). به گرم چشمی من در نظارهٔ معنی به شرمگینی من در افادهٔ اشعار. عرفی شیرازی (از آنندراج). رجوع به شرمگین شود.
کلمات همقافیه با «شرمگینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر