معنی شرمگنی
7 بازدید
[ شَ گِ ] (حامص مرکب) حیا. تنک رویی. شرمگینی. شرمندگی. شرمساری. باحیایی. حجب. (یادداشت مؤلف): از این بنده نوازی و از این عذرپذیری از این شرمگنی نیکخویی خوب خصالی. فرخی. شرمگنی نتیجهٔ ایمان است و بینوایی نتیجهٔ شرمگنی. (از قابوسنامه).
کلمات همقافیه با «شرمگنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر