معنی شرمساری کشیدن
6 بازدید
[ شَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) شرمساری کردن. (ناظم الاطباء). خجالت کشیدن. (فرهنگ فارسی معین): شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه ام ای فلک این شرمساری تا به کی باید کشید.حافظ. می کشد سرو پیش بالایت شرمساری ز قد کوته خویش. امیر شامی سبزواری (از آنندراج). رجوع به شرمساری بردن شود.
کلمات همقافیه با «شرمساری کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر