معنی شرفاء
7 بازدید
[ شُ رَ ] (ع ص، اِ) جِ شَریف. (منتهی الارب) (دهار). جِ شریف، به معنی مرد بزرگ قدر. (آنندراج). جِ شریف. بزرگان. نجیبان. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به شریف شود.[ شَ ] (ع ص) مؤنث اَشرَف. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به اشرف شود. اذون. باگوش. گوش ور. گوش دراز. طویلةالقوف. که گوش دراز دارد. (یادداشت مؤلف): کل صماء بیوض و کل شرفاء ولود. (الجماهر بیرونی ص ۱۴۴). - اذن شرفاء؛ گوش دراز. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || خانهٔ کنگره دار. (منتهی الارب) (آنندراج). - دار شرفاء؛ خانهٔ کنگره دار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شرفاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر