معنی شرشور
7 بازدید
[ شُ ] (ع اِ) مرغی است. (منتهی الارب). مرغی است که آن را بِرقِش می خوانند. ج، شراشیر. (از اقرب الموارد). مرغی است چون گنجشک. (دهار) (مهذب الاسماء). مرغی است چند بنجشگی. (مهذب الاسماء). ستوربانک. (مقدمة الادب). برقش و آن مرغی است سبزرنگ مانند عصفور. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شرشور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر