معنی شرداح
[ شِ ] (ع ص) دراز و بزرگ هیکل از شتران و زنان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد): رجل شرداح القدم؛ مرد سطبر و پهن پا. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مرد فربه نرم و فروهشته گوشت. (منتهی الارب). مرد فربه سست. (از اقرب الموارد): رجل شرداح؛ مرد فربه فروهشته گوشت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شرداح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر