معنی شرجوی
7 بازدید
[ شَ ] (نف مرکب) جویندهٔ شر. رونده دنبال شر و تباهی : بسیار مردم مفسد و شرجوی و شرخواه در بلخند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۵۸).
کلمات همقافیه با «شرجوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر