معنی شربة

معنی شربة

5 بازدید
[ شَ بَ ] (ع اِ) صاحب تاج العروس گوید: شربة مقدار سیراب شدن از آب است مانند حسوة و غرفة و لقمة. یک مقدار خوردنی از آب و جز آن. (منتهی الارب). جرعه. شربت. || آنچه را که یک دفعه آشامند. (از اقرب الموارد). یکبار خوردن. (منتهی الارب). || شربت. در اصطلاح پزشکی از این لفظ مفهوم تناول اراده شود و خواه آن شی ء جامد باشد یا مایع و از این جهت است که گویند: شربتی از فلان دوا یک مثقال است. (از کشاف اصطلاحات الفنون). || خرمابن که از دانه روید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ شُ / شِ بَ ] (ع اِ) سرخی روی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || مقدار سیرابی از آب. (منتهی الارب). مقدار سیرابی از آب، چون حسوة. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شَربَة شود.
[ شَ رَبْ بَ ] (ع اِ) زمین گیاه ناک که در آن درخت نباشد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || راه و روش کار. یقال: مازال علی شربة واحدة؛ ای علی امر واحد؛ یعنی بر امر واحد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || جانب وادی و در حدیث سهل «ان أخاه عبداللََّه وجد قتیلا فی شربة» بدین معنی است. (از اقرب الموارد).
[ شَ رَ بَ ] (ع اِمص، اِ) بسیارآب خوری. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). || حوضچه های گرداگرد نخلستان. ج، شَرَب، شَرَبات. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || گرد زمین. || تشنگی. (منتهی الارب). عطش. (از اقرب الموارد). || شدت گرمی. || (مص) بسیار آب خوردن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ شُ رَ بَ ] (ع ص) بسیارآب خوار. (از اقرب الموارد). نیک آب خوار. (منتهی الارب).
[ شَ رَبْ بَ ] (اِخ) موضعی است به دیار بنی عبس. (از اقرب الموارد). موضعی است. (ناظم الاطباء).
[ شَ رَبْ بَ ] (اِخ) جایگاهی است بین سلیله و ربذه. گویند: در موقع مسافرت به مکه وقتی که از نقرة و ماوان بگذرند به شربة میرسند. (از معجم البلدان).
[ شُ / شَ بَ ] (اِخ) نام دو موضع است. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «شربة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید