معنی شرارة
7 بازدید
[ شَ رَ ] (ع مص) بد شدن. (منتهی الارب) (دهار). متصف شدن به شر. (از اقرب الموارد).[ شَ رَ ] (ع اِ) یکی شرار. (منتهی الارب). پارهٔ آتش که برجهد. (منتهی الارب). آتشپارهٔ واحد که بجهد. (غیاث اللغات) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شرارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر