معنی شراب کردن
[ شَ کَ دَ ] (مص مرکب) شراب ساختن. شراب انداختن : پرسیده بودندش از شراب کردن و شراب خوردن و رود زدن و پوستها بستن بر دف و طبل و طنبور و بربط و آنچه بدین ماند. پیغمبر (ص) فرمود: که این خصلتها از فرزندان قابیل برخاست. (از ترجمهٔ طبری بلعمی).
کلمات همقافیه با «شراب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر