معنی شراب ریختن
[ شَ تَ ] (مص مرکب) شراب دادن. می از جام به پیاله سرازیر کردن : دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز میی به ساغر من همچو آفتاب بریز.خاقانی.
کلمات همقافیه با «شراب ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر