معنی شذاذ
6 بازدید
[ شُ ذْ ذا ] (ع ص، اِ) جِ شاذ. (اقرب الموارد). اندک و کم عدد از مردم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد): از هر جانبی سواد مردان و شذاذ امرا که مختفی بودند. (جهانگشای جوینی). چون به اصفهان رسید شذاذ لشکر و پراکندگان امراء برو جمع شدند. (جهانگشای جوینی). و از جوانب شذاذ افراد و افراد اجناد روی به سلطان دادند. (جهانگشای جوینی). || مردم اجنبی که از آن قبیله نباشند. (منتهی الارب). مردم که در میان قومی باشند و از آنها نباشند. (از اقرب الموارد). مردم که خانهٔ اوشان در آن قبیله نبود. (منتهی الارب). مردم که در کوی و خانه شان نباشند. (از اقرب الموارد). - شذاذ الآفاق؛ غریبان. (از اقرب الموارد). - شذاذ ناس؛ کسانی که میان قومی ساکن باشند و از آن قوم نباشند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شذاذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اذ» برای سرودن شعر