معنی شذاة
6 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) یک مگس. مگس سگ. (زمخشری). ج، شذا. (منتهی الارب). || بقیهٔ توانائی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (ص) مرد بدخو و تندمزاج که شر رساند و در بعضی از نسخ «الشی ء الخلق»؛ «چیز کهنه» آمده و آن غلط است . (از تاج العروس). مرد بدخو. (منتهی الارب). ج، شذا. (منتهی الارب). ج، شَذَوات، در تمام معانی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شذاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر