معنی شخولیده
6 بازدید
[ شَ / شِ دَ / دِ ] (ن مف) پژمرده شده. (برهان). پژمرده شده و ناتوان گشته. سست و ناتوان. افسرده. || خشک شده. (ناظم الاطباء). || صفیرزده شده. (برهان).
کلمات همقافیه با «شخولیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر