معنی شخودن

معنی شخودن

10 بازدید
[ شَ دَ ] (مص) مجروح کردن به دندان. (برهان). به ناخن کندن. (لغت فرس اسدی) (سروری). شخولیدن. (سروری). ریش کردن به ناخن و در سراج به معنی خراشیدن. (غیاث اللغات). ریش نمودن به ناخن و خراشیدن پوست روی. (برهان). شخائیدن. شخالیدن. ریش کردن و خلیدن. کندن چنانکه با ناخن. خراشیدن چنانک با ناخن و دندان یا آلتی تیز. جا انداختن و اثر گذاردن چنانک جریان اشک به روی صورت و غیره : دلی کو به درد برادر شخود علاج پچشگان نداردش سود.فردوسی. به بالا بلند است و زیبا به روی شخودست روی و بریدست موی.فردوسی. بکندند موی و شخودند روی از ایران برآمد یکی های و هوی.فردوسی. به مدحت کردن مخلوق روح خویش بشخودم نکوهش را سزاوارم که جز مخلوق نستودم. فرخی. من همانم که مرا روی همی اشک شخود من همانم که مرا دست همی جامه درید. فرخی. از فراوان که بگرید به سر گور تو شاه آب دیده بشخوده ست مر او را رخسار. فرخی. به مشک آلوده فندق گل شخوده ز خون آلوده نرگس در نموده. (ویس و رامین). نگاه کن که چه حاصل شدت به آخر کار از آنکه دست و سر و روی سوختی و شخود. ناصرخسرو. سواران خفته و آن اسب بر سرشان همی تازد که نه کس را بکوبد سر نه کس را روی بشخاید. ناصرخسرو. می بکار آید هرچیز به جای خویش تری از آب و شخودن ز شخار آید. ناصرخسرو. رویها می شخودند و مویها می کندند. (تاریخ بخارا). گه به فندق همی شخود سمن گه به لؤلؤ همی گزید شکر.مسعودسعد. دیده را از سیل خون افکنده ام در ناخنه بس به ناخن رخ چو زر ناخنی بشخودمی. خاقانی. نه جای شخودن بماند از دو رخ نه جای دریدن بماند از قبا. (از شرفنامهٔ منیری). || کاویدن. (صحاح الفرس). شکافتن. کندن. کاوش. (از لغت فرس اسدی): بپرسید بسیار و بشخود خاک به ناخن سر چاه را کرد چاک.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «شخودن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید