معنی شجیج
5 بازدید
[ شَ ] (ع ص) شجوج. ج، شَجّی ََ. (از اقرب الموارد). شکسته سر: وتد شجیج؛ میخ سرشکسته. (از منتهی الارب). || (اِ) بانگ استر. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شجیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر