معنی شجاعالسلطنه
5 بازدید
[ شُ عُس سَ طَ نَ / نِ ] (اِخ) از شاهزادگان نامور عصر قاجاریان بود. مولف مجمع الفصحاء نویسد: شاهزاده حسنعلی میرزا و نوهٔ فتحعلیشاه قاجار که مادرش دختر جعفرخان بن قادرخان عرب حکمران بسطام بوده است و برادر کهتر شاهزاده حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس است. سالها در دارالخلافه در دربار فتحعلیشاه بود تا اینکه حاکم دارالخلافهٔ تهران گشت و چون خوانین خراسان آشوب کردند برای سرکوبی و استمالت به خراسان رفت و زد و خوردهایی با افاغنه نیز داشت و زمانی حکمران کرمان بود و پس از مرگ فتحعلیشاه اطاعت سلطان محمدشاه ننمود و به شیراز فرار کرد اما او را دستگیر و کور کردند. مدتی در تبریز و تهران به سر برد و در سال ۱۲۷۰ هـ . ق. درگذشت. گاهی شعر میسرود و شکسته تخلص میکرد و ممدوح الفت کاشی بود. (از مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۳۵ و الذریعه ج ۹).
کلمات همقافیه با «شجاعالسلطنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر