معنی شجاع‌الدین

معنی شجاع‌الدین

5 بازدید
[ شُ عُدْ دی ] (اِخ) ابوالقاسم اعور زوزنی. حاکم کرمان. رجوع به ابوالقاسم شجاع الدین زوزنی شود.
[ شُ عُدْ دی ] (اِخ) رجوع به ابولؤلؤ مولی مغیرةبن شعبه شود.
[ شُ عُدْ دی ] (اِخ) اسماعیل بن عمرالظوری از ایوبیانی است که در دمشق حکومت داشته اند. (از معجم الانساب و الاسرات زامباور ج ۱ ص ۴۷).
[ شُ عُدْ دی ] (اِخ) الیاس از خاندان «منتشا»ست که در مغلا، بالاط، بوزایوک، میلاس، بجین و مرن حکومت میکرده اند. بار اول حکومت وی بسال ۷۹۳ هـ . ق. و بار دوم از ۸۰۵ تا ۸۲۴ هـ . ق. بوده است. (از معجم الانساب و الاسرات زامباور ص ۲۳۰).
[ شُ عُدْ دی ] (اِخ) امیر ذوالنون ارغون. از امرای معاصر میرزا بدیع الزمان بود که مدتی رتق و فتق امور قندهار و فراه و زمین داور را داشت. رجوع به ذوالنون شجاع الدین و فهرست حبیب السیر چ کتابخانهٔ خیام ج ۳ شود.
[ شُ عُدْ دی ] (اِخ) سپهسالار قاسم بن محمود. وی در ذوالحجهٔ سال ۶۶۷ هـ . ق. به حکومت قلعهٔ کاه منصوب گردیده است. (تاریخ سیستان ص ۴۰۴).
[ شُ عُدْ دی ] (اِخ) سلطان سورله، یکی از اکراد و الواری است که در عهد شاه عباس به رتبهٔ سلطانی و خانی رسیده است و مدتی امیر شیروان بوده است. (تاریخ کرد ص ۲۰۸).

کلمات هم‌قافیه با «شجاع‌الدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید