معنی شتی
7 بازدید
[ شَ ] (اِ) سینی. و آن خوانی است که از طلا و نقره و مس و برنج و امثال آن سازند. (برهان). تشت خوان رویین بود. به معنی سینی. (صحاح الفرس). طشت رویین باشد که سینی نیز گویند و شمس فخری به نون (شنی) آورده است. (مجمع الفرس سروری). ظاهراً مصحف شینی باشد و در جهانگیری و فرهنگ نظام نیامده و شاهدی دیده نشد. (حاشیهٔبرهان چ معین).[ شَ ی ی ] (ع ص نسبی) باران زمستانی. (مهذب الاسماء) (از محیط المحیط).[ شَ تْ تا ] (ع ص) جِ شتیت به معنی کار پراکنده. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). متفرق : {/Bتَحْسَبُهُمْ جَمِیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتََّی . ۱۵-۱۹۵۹:۱۴/}(قرآن ۵۹/۱۴)؛ ... و دلهای ایشان پراکنده است. (از محیط المحیط). - || قوم شتی؛ گروه از اصناف مردم. (منتهی الارب). قومی از قبایل متفرق. (از اقرب الموارد). و رجوع به شتیت شود. || در استعمال از لفظ شتا که مأخوذ از عربی است به معنی کثرت و بسیاری چیزی مراد میگردد چرا که پراکندگی اعداد را کثرت و بسیاری لازم است. (از غیاث اللغات).[ شُ ی ی ] (ع اِ) جِ شتاء. (اقرب الموارد) (محیط المحیط).
کلمات همقافیه با «شتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر