معنی شتوی
8 بازدید
[ شَ ] (ع ص نسبی) منسوب به شتوه. (از اقرب الموارد). منسوب به شتاء. (منتهی الارب). اگر شتاء جمع شَتوة باشد منسوب به آن شَتَوی خواهد بود. (از متن اللغة). و رجوع به شَتَوی شود.[ شَ تَ ] (ع ص نسبی) منسوب به شتوة. (از اقرب الموارد). منسوب به شتاء. (منتهی الارب). رجوع به شَتوی شود. || در اصطلاح به معنی غله یعنی گندم و جو به کار رود مقابل صیفی که بر تره بار اطلاق شود. - زراعت (محصول) شتوی؛ کاشتی که در زمستان کنند و حاصلش در بهار یا تابستان به دست آید. (فرهنگ فارسی معین). - نهر شتوی؛ رودی که در زمستان جریان دارد و در تابستان خشک است. (از محیط المحیط). - شتوی کاری؛ کشت غله. کشت گندم و جو. اصطلاحاً مقابل صیفی کاری، که کشت تره بار است. (از یادداشت مؤلف). || باران زمستان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شتوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر