معنی شتوة
6 بازدید
[ شَ تْ وَ ] (ع اِ) یک نوبت شتو. (از اقرب الموارد) (محیط المحیط). رجوع به شتو شود. || و بنا بر قولی مفرد شتاء یا به معنی خود شتاء باشد و نسبت به آن شتوی است. (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). - صاحب الشتوة؛ آنکه در زمستان بدو پناه برند. (از اقرب الموارد). - کافات الشتوة؛ نیازمندیهای زمستان. (از محیطالمحیط). || درخت تلخ مرار. (السامی فی الاسامی).
کلمات همقافیه با «شتوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر