معنی شترکش
5 بازدید
[ شُ تُ کُ ] (نف مرکب) اشترکش. جزار. نحار. جزیر. که شتر را نحر کند. کسی که شتر نحر میکند. (یادداشت مؤلف). قصاب. قاصب. هبهبی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). رجوع به اشترکش شود.
کلمات همقافیه با «شترکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر