معنی شترکره
6 بازدید
[ شُ تُ کُ رْ رَ / رِ ] (اِ مرکب) بچهٔ شتر. (آنندراج). شتربچه. (ناظم الاطباء). کرهٔ شتر. صقب. (منتهی الارب). رجوع به اشترکره شود: شترکره با مادر خویش گفت پس از رفتن آخر زمانی بخفت.سعدی. ابن اللبون؛ شترکرهٔ دوساله. (منتهی الارب). سَقب؛ شترکره. شترکرهٔ نوزاد یا شترکرهٔ نر. فصیل مِلسَد؛ شترکرهٔ بسیار مکنده شیر مادر را. (منتهی الارب). رجوع به شتربچه شود. || موجهٔ دریا. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شترکره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر