معنی شترپان
11 بازدید
[ شَ رَ ] (اِ مرکب) شهربان. حاکم. والی. صورت تخفیف یافتهٔ کلمهٔ خشترپاون است . داریوش شاهنشاهی ایران را به قسمتهای بزرگ تقسیم کرد و هر کدام را به یک نفر مأمور که از مرکز معین میشد سپرد. این مأمور را «خشرپاون» مینامیدند و ظن قوی این است که این کلمه را «خشثروپاون» مینوشتند ولی در محاوره شترپان تلفظ میکردند زیرا یونانیها این کلمه را ساتراپ ضبط کرده اند و معنی آن به زبان کنونی شهربان یعنی نگهبان مملکت است. (تاریخ ایران باستان ج ۲ ص ۱۶۶۸). در روزگار هخامنشیان در سر هر دهیو ( کشور) یک فرماندار یا نایب السلطنه گماشته بوده است که او را در فرس هخامنشی خشتهرپاون میگفتند یعنی شهربان یا کشوردار. (فرهنگ ایران باستان ص ۶۱).
کلمات همقافیه با «شترپان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر