معنی شترپا
104 بازدید
[ شُ تُ ] (ص مرکب، اِ مرکب) شترپای. || که پایی همچون پای شتر دارد. دارای پای ضخم و بی اندام. || پای اشتر. سپل. شپیل. رجل الجمل. نام گیاهی که برگ آن به کف پای شتر ماند. (ناظم الاطباء). || کاکوتی. سعتر. رجوع به اشترپا شود. || گل آفتاب گردان. (ناظم الاطباء).[ شُ تُ ] (اِخ) دهی از دهستان چناران بخش حومهٔ شهرستان مشهد. دارای ۴۷۰ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات، چغندر و نخود است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «شترپا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پا» برای سرودن شعر