معنی شترنگ
5 بازدید
[ شَ رَ ] (اِ) شترنج. معرب آن شطرنج است. بر وزن و معنی شطرنج و آن بازیی باشد مشهور و معروف که آن را حکیم داهر هندی یا پسر او در زمان انوشیروان اختراع کرده بود و ابوزرجمهر (بزرگمهر) در برابر آن نرد را ساخت و شطرنج معرب آن باشد و نزد محققین نرد اشاره به جبر است و شطرنج به اختیار. (از برهان). شترنج. (آنندراج). در پهلوی بازی مشهور چترنگ است که شطرنج معرب آن است که «چ» تبدیل به حرف «ش» شده است. (از فرهنگ نظام): بیاورد شترنگ بوزرجمهر پراندیشه بنشست و بگشاد چهر.فردوسی. تا جز از بیست وچهارش نبود خانهٔ نرد همچو در سی ودو خانه است اساس شترنگ. نجار. رجوع به شترنج و شطرنج و اشترنج شود. || مردم گیاه. و آن گیاهی باشد که بیشتر از چین آورند. (برهان). مؤلف انجمن آرا در ذیل کلمهٔ شترنج گوید: صاحب برهان گوید به معنی مردم گیاه آمده، سهو کرده است و آن سترنگ است مخفف استرنگ. (از انجمن آرا). مصحف سترنگ و استرنگ است : بدان سبب که ورا بندگان ز چین آرند به شبه مردم روید به حد چین شترنگ . ازرقی. به فر مِدحتش شاید که رُویَد زبان طوطی از اندام شترنگ.شهیدی. رجوع به سترنگ شود.
کلمات همقافیه با «شترنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر