معنی شترسوار
6 بازدید
[ شُ تُ سَ ] (ص مرکب) که بر شتر نشیند. راکب شتر. اشترسوار. آنکه بر شتر سوار گردد. (ناظم الاطباء): رَکوب و راکِب؛ شترسوار. (منتهی الارب). که شتر مرکب دارد: ناگه سیهی شترسواری بگذشت بر او چو تند ماری.نظامی. شترسواری گفتش ای درویش کجا میروی. (گلستان سعدی). رَکب و رَکبَة؛ شترسواران. (منتهی الارب). و رجوع به اشترسوار شود.
کلمات همقافیه با «شترسوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر