معنی شتردلی
5 بازدید
[ شُ تُ دِ ] (حامص مرکب) حالت و کیفیت شتردل. بددلی. کین توزی. کینه وری. نامردی که ضد بهادری است. (غیاث اللغات). نامردی. (ناظم الاطباء): مرا غمی است شتروارها به حجرهٔ تن شتردلی نکنم غم کجا و حجرهٔ من.کاتبی. || خوف. ترس. هراس. (ناظم الاطباء). و رجوع به اشتردلی شود.
کلمات همقافیه با «شتردلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر