معنی شترخان

معنی شترخان

7 بازدید
[ شُ تُ ] (اِ مرکب) اشترخان. طویلهٔ شتر. خوابگاه شتران. شترخانه. مناخ. طویلهٔ بزرگ برای شتر و غیره. باره بند. جای مهتر و شتر و چاروا. (یادداشت مؤلف). محلّی که شتران را در آنجا مسکن و غذا دهند و نگهداری کنند: بحر از موج وقت احسانش میدهد یاد از شترخانش.سلیم. قدغن حمامها و یخچالها و آوردن هیمهٔ زمستانی به جهت مطبخ و غیره همگی را باید ناظر در وقت خود به قدر اخراجات سالیانه حاضر کند و جو و کاه به جهت اخراجات طوایل و شترخان سرانجام کند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۱۱). و رجوع به اشترخان شود.
[ شُ تُ ] (اِخ) دهی از دهستان الموت بخش معلم کلایه شهرستان قزوین. دارای ۱۶۲ تن سکنه. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات، برنج، انگور و میوه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ شُ تُ ] (اِخ) نام محلی است به جنوب شرقی تهران که محل توقف و اسطبل شترهای ناصرالدین شاه بود در زیر قریهٔ نجف آباد و تا قبل از آبادی کنونی تهران از نواحی خارج از تهران به شمار می آید.

کلمات هم‌قافیه با «شترخان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید